شبهای تنهایی
یاشاسین اذربایجان تراختور صدر جدول منتظر توست آهای دنیا پرستا تو این دنیا خدا هست یکی همیشه ناظر به کارهای شما هست ببین این زندگی همه بی اعتبارو از هیچی افریده تن ما و شمارو بترسین ازخدایی که هستی داده مارو خدا بخشیده عشق تمام روزگار بدونین هرچی باشین به تار مویی بندین به جز عشق خدایی به دنیا دل نبندین ودیگرهیچ... بگین بباره بارون دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من،بگین که برنگرده بهش بگین شکستم،بهش بگین بریدم نه اون به من رسید ونه من به اون رسیدم بره به زیر بارون خراب و درو داغون از ادما فراری از عاشقا گریزون بزار کسی نبینه غرور گریه هامو بزار کسی نفهمه غم تو خنده هامو نگاه سخت سختم یه باغ بی درختم تنم داره می لرزه تو این هوای هرزه گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه رفتن دلیل نبودن نیست در اسمان تو پرواز میکنم،عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش من بیزار از خود و کرده خویش دل نامهربانم را به دوش میکشم و تا انسوی مرزهای پنهانش کنم در اوج نیزارهای پشیمانی برگهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام می گویند تو باور نکن اما من عاشقم. رفتن دلیل نبودن نیست در غروب اسمان تو شاید در شب خویشتن چگونه بی تو گم شوم.تو را تا فردا تا سپیده با خود خواهم برد و با یاد تو با عشق تو خواهم مرد شهادت مظلومانه سالار شهیدان و فرارسیدن ماه محرم بر همه عاشقان ان حضرت تسلیت باد چقدر درداور یکی رو از عمق وجودت دوست داشته باشی وهر روز به امید دیدنش بری تو ایستگاه اتوبوس فقط برای چند لحظه دیدنش. سالها بگذره و ولی حتی یک بار نتونی به چشماش نگاه کنی بهش بگی گل من دوستت دارم. چقدر سخته یک روز مثل بقیه ی روزها بری برای دیدنش و تو دلت با خودت بگی خدایا این اخرین روز که دارم می بینمش،خدایا چیکار کنم. اون روز هم بگذره ،باز نتونی بهش بگی دوستت دارم ،الان سالهاست که برای لحظه دیدنش لحظه هارو سر می کنم. تو این همه مدت هر کاری بکنی واسه پیدا کردنش اما نتونی پیداش کنی،به خدا مثل اینه که یک مدتی به یه درختی اب ندی هر روز تشنه ترو ضعیفتر میشه اما نمیتونه داد بزنه و چیزی بگه،همینطور چشم انتظار میمونه تا یکی بیاد بهش اب بده ولی... واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم........اخه تو رنگ چشمات هیبت دنیارو دیدم توی هفتا اسمون تو تک ستاره منی........بخدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم حالا من یه ارزو دارم تو سینه........که دوباره چشم من تورو ببینه روزی آمدی و سایه ی عشق را بر دلم تاباندی وگفتی دوستم داری! وروزی دیگر ......... بگذریم اما بدان تا دریا دریاست و ماهی عاشق بی کرانی اب است. من عاشقانه و صادقانه دوستت دارم گر چه ذوق ها کردم از آشنایی های تو انتقام از من گرفت آخر جدایی های تو را کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی سوال کردم از خدا نشانه ی خانه ی تو را سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی وداع در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت در این کوه رودی است به نام صفا در این رود ابراهی است به نام وفا سرانجام این ابراه به ابگیری می ریزد به نام وداع پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت. وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود به سوز خود جهنم را بسوزم ز سوز خود تک و تنها بسوزم من از داغ فراقت ناله دارم چه از فصل فراقت ها بسوزم؟ مرا درد نهادی سخت بر دل به امٌیدی که سر تا پا بسوزم؟ مگر حدٌ گناه عشق چند است که سوزت را ببینم تا بسوزم؟ چنینم ازمون بهر چه باشد که یا یادت نباشم یا بسوزم اگر دیروزم این طالع نمیبود نمی شایست تا فردا بسوزم هنوز عاشقترینم ای تو تنها باور من بغیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من هنوز عطر تو مونده در فضای خانه من هنوزم بیقراره این دل دیوونه من بی تو حدیث عشقو دیگر باور ندارم جز با تو بودن آرزویی در سر ندارم میپیچه عطر خاطره در خلوت شبهای من تکرار اسمه قشنگت شده عادت لبهای من فراموشم نکن...فراموشم نکن... نفهميدم كه چشمه تو به من خيانت ميكنه دلت پيشه قريبه اي ازم شكايت ميكنه يه روز دل و دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم تو اوني نيستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت اونی كه به پاش اين دلم بود و نبودشو گذاشت غروب عاشقان رنگش طلاییست اگرچه اخرش مرگ و جداییست مگر جان بر لب آمد ز جدایی بسوی من نمی آیی کجایی بکن با نامه ات گاهی مرا شاد بکن با خطت دلم را از غم آزاد رفتي گفتي خاطراتت جاي من واسط مي مونه كاشكي مي موندي و ميديدي دلم از دوريت مي خونه كاش انقد دوست نداشتم كه بگم بي تو نميشه كاش دلت سنگي نبود و دل من مثل يه شيشه لحظه سخت رفتنه هیچی تو قلب من نبود
از التهاب بی کسی پناه اوردم به جنون
خواستم فراموشت کنم اما خیالت نگذاشت 
![]()

تو باور نکن اما من عاشقم![]()
ofw_moharam_50.jpg)

![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
.jpg)
![]()
![]()

.jpg)


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

نگاه اخرین تو شعر جنونمو سرود
زندگی زندونه وبس وقتی نباشه همزبون
به غیر دیوونه شدن راهی جلو پام نگذاشت
| Design By : Night Skin |




